حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2300
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
پادشاه پارتيها رسيدند و با كلماتى كم ، موضوع مأموريت خود را بيان كردند . مضمون نطق آنها چنين بود : « اگر اين لشكر را روميها فرستادهاند ، پادشاه ما با آن جنگ خواهد كرد و به كسى امان نخواهد داد ، ولى ، اگر چنان كه بما گفتهاند ، اين جنگ بر ضدّ اراده روم است و شما براى منافع شخصى با اسلحه داخل مملكت پارتيها شده شهرهاى ما را تصرّف كردهايد ، ارشك براى نشان دادن اعتدال خود حاضر است ، كه رحم به پيرى شما كرده ، بروميهائيكه در شهرهاى او هستند ، اجازه بدهد بيرون روند ، زيرا پادشاه ما اين روميها را محبوسين خود ميداند نه ساخلو شهرها » . كراسّوس با تكبّر جواب داد : « نيّتم را در سلوكيّه بشما اعلام خواهم كرد » . پس از اين جواب مسّنترين سفرا ، كه ويزىگس « 1 » نام داشت ، بناى خنده را گذارده و كف دست خود را نشان داده گفت : « كراسّوس ، اگر از كف دست من موئى خواهد روئيد ، تو هم سلوكيّه را خواهى ديد » . پس از آن فرستادگان بيرون رفتند و نزد هيرود « 2 » پادشاهشان برگشته گفتند : « بايد فقط در فكر جنگ بود » ( پلوتارك ، كتاب كراسّوس بند 22 ) . رسيدن اخبار موحش در اين احوال چند نفر از سربازان رومى ، كه از ساخلو شهرهاى بين النهرين با مخاطرات زياد فرار كرده بودند ، براى كراسّوس خبرهاى وحشتناك آوردند . آنها ميگفتند ، ما با چشمان خودمان ديديم ، كه عدّه دشمن خيلى زياد است و جدال آنها را در موقع حمله بشهرها تماشا كرديم . بعد ، چنان كه در مواقع ترس عادت مردم است ، مخاطرات را بيش از حقيقت آن بزرگ كرده ميگفتند : « پارتيها مردمى هستند ، كه از تعقيب آنها نميتوان جان بدر برد و اگر فرار كنند ، نميتوان به آنها رسيد . تيرهائى دارند ، كه روميها با آن آشنا نيستند و با نيروئى تير مياندازند ، كه نميشود ، سرعت آن را مشاهده كرد و ، قبل از اينكه شخص دررفتن تير را از كمان ببيند ،
--> ( 1 ) - Visiges . ( 2 ) - پلوتارك ارد را هيرود مينويسد . اين كلمه تصحيف ارد است .